در نقد شیوع ویروس دایو/ تکنیک یا حقه؟
او میتوانست از فوتبال مانند رونالدینیو و مسی لذت ببرد اما قراردادهای تبلیغاتی و فشار هوادار ملی و باشگاهی آنچنان روی دوشش سنگینی میکند که او خواه یا ناخواه روی زمین میافتد.
به گزارش اسلامیک اسپرت، دایو یا حرفهای گری. ضد ورزش یا بخشی از ورزش. تکنیک یا حقه. وقتی به زمین خوردن های دائم فوتبالیستها فکر میکنیم حتما با این دو قطبیها روبرو خواهیم بود. امکان ندارد هوادار فوتبال زیبا باشید و وقتی بازیکن خودی دایو میکند از دستش عصبانی نشوید. حالا میزان عصبانیت خود را زمانی که یک بازیکن این کار را در تمامی بازیها انجام میدهد، تصور کنید. سوال اصلی اما این است که نهادهای ورزشی باید به چنین مسائلی وارد شوند یا خیر. تیمها تاکتیک و روند بازی را از دست میدهند فقط به خاطر اینکه داور نتوانسته برندهی جایزه اسکار بهترین بازیگر مرد را از فوتبالیست تشخیص دهد.
در این نوشته تلاش میشود دو دلیل اصلی برای فراگیرتر شدن این پدیده ذکر شود و یک راهکار ابتدایی که میتواند شروعی برای حل این مسئله باشد، ارائه شود
جرج بست را دو لایه از مردم بیشتر از همه لمس کردند؛ بلوندهای منچستر و بازیکنان حریف. او را تا در آهنی مسلخ میبردند اما او شکایتی از آن نمیکرد چون تا آنجایی که میدانیم چنین پدیدهای وجود نداشت. ماهیچههای او ابزار کارش بود و تقریبا مجبور بود آنها را با ساق پای حریفان و لمس دختران بتراشد. خودمان هم میدانیم بست اهل حضور اول وقت در باشگاه بدن سازی نیست. انگلیس به یک قرارداد نانوشته رسیده بود که یا مرد باشید یا باله برقصید. البته این مردسالاری هیچگاه قابل پذیرش نیست. بست چه از نظر ظاهری چه بازی، ظریف تر از نامزد ظریفش جکی گلس بود. از بست نام بردیم چون طبیعتا باید بیشتر از همه زمین میخورد اما او در کلوبهای شبانه از منچستر تا ال ای تابوهارو شکست اما در زمین هرگز.
به جز تابو بودن این کار، دلیل دیگری هم این ویروس دارد. حالا که علائم عفونت بالا زده، باید ببینیم چه چیزی دستگاه ایمنی ما را اینقدر تضعیف کرده که یک ویروس کوچک میتواند بازی حساسی مانند پاری سن ژرمن برابر لیورپول یا برزیل برابر سوئیس را خراب کند. نیمار در برزیل این ویروسها را کمتر در بدنش داشت. در آنجا حسابی شرطها را میبرد و نیازی به زمین خوردن نداشت. ناگهان او در تنور نیوکمپ بود و ۲۰ دقیقه بیشتر به حذف نمانده. از او با آن خرجها انتظار کاری دارند و اسپانسرها در سکوها نشستهاند. دفاع اتوبوسی حریف اجازه حرکت نمیدهد. چند باری با آنکه ضربه محکمی به او نخورده اما خطا به نفعش اعلام میشود. او به فکر یک راه در رو است. چرا این خطای نه چندان محکم را به محوطه جریمه نبریم. چند پنالتی، چند ضربه آزاد نزدیک به محوطه و چند کارت زرد. این ویروس اپیدمی شد و نیمار کم کم در اروپا در تمامی بازیهای بزرگ چنین شاهکار سینمایی پدید آورد. دلیل این کار اما، در سکوها بود. در بندهای قرارداد. در پاداشهای اضافه به دستمزد. او میتوانست از فوتبال مانند رونالدینیو و مسی لذت ببرد اما قراردادهای تبلیغاتی و فشار هوادار ملی و باشگاهی آنچنان روی دوشش سنگینی میکند که او خواه یا ناخواه روی زمین میافتد.
اسم بردن از نیمار شاید به خاطر در آمدن صدای کلوپ بود که میگوید سوتهای زیاد در بازی روند کار را کند میکند و در آخر بازی دیگر معنایی ندارد. راهکار اما شاید دور زدن اسپانسرها باشد. این پول بزرگ وارد شده به فوتبال از بازیکن ۲۲۰ میلیون یورویی انتظار برد دارد شاید حتی به قیمت بازی زیبا. یوفا، اتحادیه فوتبال کشورهای اروپایی و فیفا باید حتما قانون ضد نمایش خود را به اجرا در بیاورند جریمههای پیاپی برای بازیگران میتواند به فسخ قراردادهای تبلیغاتی برسد و شاید تنگ تر و تنگ تر شدن کار برای بازیگران آنها را مجبور کند که دیگر فقط فوتبال بازی کنند و از سینما بازنشست شوند!
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.









